محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

663

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

معلوم گردد كه آنجا را حيازت كرده است . ( 1 ) ( خفّ ) « أهديتك . . . خفّين ساذجين » ( 24 ) : خفّ ( كفش ) وسيله‌اى است براى پوشش پا كه آن را تا برآمدگى مچ پا مىپوشاند . « منتهى الخفّ و الحافر » ( 56 ، 68 ) : خفّ براى شتر ، مانند سمّ براى اسب است . در اينجا واژهء خفّ به جاى خود شتر به كار رفته است . ( بنگريد : « حافر » . ( 2 ) ( خفر ) « أهل البحرين خفراؤه من الضّيم » ( 72 ) : كان له خفيرا يعنى به وى زنهار داد و از او دفاع كرد و پناهش داد . « إنّى أخفرتك الرّحيح » ( 225 ) : أخفرته : يعنى همراه وى ، نگهبان روانه كردى . شايد معنى عبارت اين است كه پيامبر ( ص ) از ميان ديگران ، تنها او را براى نگهبانى در آن ناحيه برگزيده است . ( 3 ) ( خلا ) « فمن آذاهم فذمّة اللّه منه خليّة » ( 141 ) : خليّة يعنى از او بيزار است . « لا يختلى شوكها » ( 14 / ب ) ، و در روايتى ديگر : لا يختلى خلالها يعنى گياه آن را نبايد بچينند . ( 4 ) ( خلط ) « لا خلاط و لا وراط » ( 133 ) : خلاط بدين معنى است كه كسى شتر ، گاو يا گوسفند خود را با مال ديگرى بياميز تا از اين راه از دادن زكات ، جلوگيرى كند و به گردآورندهء زكات ، زيان رساند . بدين گونه كه سه كس كه هر كدام چهل رأس گوسفند دارند و هر يك بايد يك گوسفند بدهند ، زمانى كه گردآورندهء زكات به سوى ايشان مىآيد ، آنان گوسفندان خود را گرد هم آورده به صورت يك گلّه در مىآورند تا تنها يك رأس گوسفند بدهند . زيرا زكات گوسفند ، از چهل تا يكصد و بيست رأس ، يك گوسفند است . « خليطان » ( 104 / 2 ، 3 ، 4 ؛ 110 / ج ) : ابو عبيد در كتاب الأموال ( ش 1067 ) به روايت از پيامبر - عليه السلام - آورده است : « الخليطان ( دو شريك از دارندگان چهارپايان ) كسانى هستند كه در داشتن حيوان نر ، چراگاه و آبشخور ، با هم شريك باشند . ( 5 ) ( خلف ) « مخلاف » ( 113 ) : المخلاف . . . مخلاف در يمن ، همچون روستا در عراق است و آن ، بخشى است ادارى براى گردآورى خراج و جز خراج . « فجعلها خلف ظهره » ( 126 ) : يعنى از وى نگهدارى كرد و به خاطر او ، با همهء گرفتاريها ، روياروى گشت . « استخلف » ( 95 / ب ) استخلفه : وى را جانشين خود گردانيد . ( 6 ) ( خيف ) « خيف بنى كنانة » ( * / 1 ) : زمينى كه بلندتر از بستر جريان سيل و براى ساختن خانه‌ها مناسب باشد . ( 7 ) ( دأدأ ) « دآدئه » ( 308 ) : بلنديها و درّه‌هاى گستردهء آن . ( 8 ) ( دبل ) « الدّيبلة » ( 219 / ألف ) : بيمارى و دملى است كه در درون پديد مىآيد .